معرفی آی قصه به عنوان الگویی برای سرمایه گذاری فرهنگی، اجتماعی بر نسل آینده

دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

دیدارنیوز _ مسعود پیوسته: یکی از سخنران در نشست آی قصه به عنوان الگویی برای سرمایه گذاری فرهنگی، اجتماعی بر نسل آینده، در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، پوریا عالمی، طنزپرداز و بنیانگذار اپلیکیشن آی قصه بود. او متن آماده شده اش را برای مخاطبان حاضر در تالار ابن خلدون دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران قرائت کرد.

از برگزارکنندگان نشست، (متولیان دانشکده علوم اجتماعی) که آی قصه را شایسته‌ی معرفی به عنوان الگوی سرمایه گذاری اجتماعی روی نسل آینده دانستند، تقدیر و تشکر کرد و گفت: «خوشحالم که مهمان دانشکده علوم اجتماعی هستم. ممنونم از شما که آی قصه را شایسته دانستید برای معرفی به عنوان الگوی سرمایه‌گذاری اجتماعی روی نسل آینده.

این یک افتخار بزرگه، برای من و آی قصه؛ و یک دستاورده عظیمه. چون نشون می‌ده نهاد دانشگاه و دانشمندان این سرزمین، به آینده می‌اندیشند و وقتی به آینده می‌اندشیند امکان خلق اون آینده رو در این لحظه می‌بینند. به همین دلیله که ما باید روی بچه‌ها سرمایه‌گذاری کنیم. اگه هر چیز رو در این زندگی تبدیل به نمودار کنیم، مطمئن‌ترین نمودار قابل بررسی و قابل اتکا، نمودار رشد انسانه. ما می‌دونیم که انسان وقتی متولد می‌شه باید درست پرورش پیدا کنه و اندیشه‌ورز و خلاق شه تا وقتی به جوانی می‌رسه بتونه از دستاوردش برای ساختن زندگی خودش، اطرافیانش و مردم و این کره زیبا بهره ببره.

در واقع اگر ما امروز روی کودکان سرمایه‌گذاری نکنیم، نمی‌تونیم وقتی این کودک بزرگ می‌شه ازش شکایت کنیم و گله داشته باشیم که چرا داره به زندگی خودش و دیگران آسیب می‌زنه. چرا تصمیم‌های بهتری نمی‌گیره. چه به عنوان فرد حقیقی. چه به عنوان فرد حقوقی. چه به عنوان یک شهروند. چه به عنوان یک مسوول… چرا نمی‌تونیم از کسی گله کنیم؟ چون جوابی که خواهیم شنید روشنه: مگه به من یاد دادی؟ که الان مواخذه‌م می‌کنی؟

دقیقا همون طور که امروز همه ما می‌گیم کسی به ما یاد نداد و مسوولیت زندگی‌مون و وضعیت خودمون رو از دوش‌مون برمی‌داریم؛ و همه‌مون حق‌به‌جانبیم؛ و همین حق‌به‌جانبی باعث می‌شه رودخانه‌هامون خشک شه، زمین‌مون فرسوده شه، جنگل‌هامون فروخته شه، هوامون آلوده شه، آثار باستانی‌مون تخریب شه، سرانه مطالعه‌مون عدد غم‌انگیزی شه، و در خیابون دوبله و سوبله پارک کنیم.

مساله ما حق‌به‌جانبیم

در «ما حق‌به‌جانبیم» هیچ وقت وضع‌مون بهتر نمی‌شه. این خوب نیست که ما برای خوب بودن باید شانس بیاوریم. من شانس داشتم که در خانه‌مان یک کتابخانه و یک مادربزرگ قصه‌گو بود. اما شانس را چطور می‌شود همگانی کرد؟ من دلم می‌خواست آن کتابخانه بچگی‌هام و مادربزرگ قصه‌گوم در خانه همه بچه‌ها باشد. شاید همین شد که آی قصه ساخته شد. این خوب نیست که ما برای خوب بودن باید شانس بیاوریم. شانس باید همگانی شود. خوب بودن باید تبدیل به دی‌ان‌ای سرزمینی ما بشه. اما چطور؟ یک زمانی، تصور من این بود که همه چیز از بالا به پایین درست می‌شه؛ و بیست سال در روزنامه‌ها خطاب به حاکمیت نوشتم.

اما روز‌ها گذشتند و چیزی تغییر نکرد. آدم‌های جدید می‌آمدند در دولت و مجلس و در بر همان پاشنه می‌چرخید. دوستانی شبیه خودم سمت می‌گرفتند و تصمیم‌هایی شبیه قبلی‌هاشون می‌گرفتند. سیستم مجاب‌شون می‌کرد. اما چه کسی می‌تونه سیستم رو مجاب کنه؟ سوال این بود. چرا آدم‌های جدید ایده‌های جدید با خودشون نمیارن؟ چرا زیرساختی کار نمی‌کنند؟ چرا چشم‌انداز تعریف نمی‌کنند؟ چرا به مسائل پیچیده نمی‌تونند فکر کنند و راه‌حل‌های خنده‌دار درست می‌کنند؟

جواب را دیر پیدا کردم. اما پیدا کردم. کسی به ما نیاموخته فکر کنیم. نیاموخته خیال‌پردازی کنیم. خیال انتخاب کنیم و بتوانیم هزینه انتخاب‌مان را بپردازیم و باز انتخاب کنیم. نیاموخته به آینده نگاه کنیم و برای امروز تصمیم بگیریم. نیاموخته به امروز نگاه کنیم و برای آینده تصمیم بگیریم. جز این و از طرف دیگه چرا کسی برای بچه‌ها کاری نمی‌کند؟ بازار سرگرمی‌سازی امروز ما، بازار ترجمه و واردات است. سریال‌ها، فیلم‌ها، کتاب‌ها، کتاب‌های کودک و انیمیشن‌ها… قاچ بزرگ مصرف ما را در برگرفته‌اند.

سوال اینجاست؛ چرا تولید محتوا به زبان‌های مادری و فارسی در ایران کم است؟
جواب: چون بازار نداره.
چرا بازار ندارد؟
جواب: چون مخاطب محتوای ترجمه رو ترجیح می‌ده.
چرا محتوای ترجمه جذاب‌تر است؟
جواب: چون سرگرمی‌سازی در جهان تبدیل به صنعت شده.
چرا سرگرمی‌سازی در ایران تبدیل به صنعت نمی‌شه؟
جواب: چون بازار نداره.
چرا بازار ندارد؟
جواب: چون سرگرمی‌سازی ما از لحاظ کیفیت قابل رقابت با محتوای ترجمه نیست.
چرا کیفیت ندارد؟
جواب: چون در استمرار، خلق به وجود می‌آید؛ و در تکرار خلق به صنعت تبدیل می‌شود.

وقتی تولیدکننده‌ها و سرمایه‌گذار‌ها ریسک سرمایه بر تولید رابرنمی‌دارند و روی محتوای خارجی، فروش حجم اینترنت و دیتا و… سرمایه‌گذاری می‌کنند نه اثر، ما به استمرار و تکرار نمی‌رسیم که تجربه کنیم، اشتباه کنیم، رشد کنیم و ارتقا پیدا کنیم و بتوانیم با محتوای وارداتی رقابت کنیم.

چرا پلتفرم آی قصه خلق شد؟

این سوال و جواب هر روز به ذهن آدم‌های خلاق و موثر ما می‌رسد. ما در بخش کودک هم همین وضع را داریم. من نویسنده‌م و می‌خواستم قصه بنویسم و کارگردانی کنم. چرا پلتفرم راه انداختیم؟ چون پلفترمی ویژه کودک و نوجوان نبود. محتوای داخلی بازار نداشت و سرمایه‌گذار‌ها و مشاورها، به ما می‌گفتند این سرمایه و زمان و انرژی رو صرف دوبله و گذاشتن محتوا توی یوتیوب کنید تا پول‌تون برگرده. می‌گفتند قصه فارسی بازار نداره؛ و درست می‌گفتند بازار بازار واردات است. واردات هر چیزی و حالا واردات محتوا.

اما چاره‌ای نبود. وقتی چیزی بازار ندارد، هم معنی منفی دارد هم معنی مثبت. معنی مثبت جمله «بازار نداره» یعنی می‌شود یک بازار جدید ساخت و ما دست به کار شدیم. من هنوز لذت اولین نصب‌های اپلیکیشن آی قصه را حس می‌کنم و همراه خودم دارم. آدم‌ها سینه‌به‌سینه شروع کردند به معرفی ما. بازاری که نبود داشت ساخته می‌شد و امروز که با هم صحبت می‌کنیم چند اپلیکیشن و شرکت دیگر مشغول تولید محتوا برای کودکان هستند؛ و این خبر خوبی است. ما در آی قصه اصل را بر سرگرمی گذاشتیم و تصمیم گرفتیم له یا علیه چیزی محتوا نسازیم. ما ایمان داریم اگر بچه‌ها خلاق و متفکر و با تفکر انتقادی پرورش پیدا کنند، در سن بالاتر می‌تونند انتخاب‌های دقیق‌تری کنند تا هزینه زندگی‌شان در آینده کمتر شود.

بچه‌ها باید یاد بگیرند به موضوعات پیچیده نگاه کنند

اگه بچه‌ها بتوانند مسائل را کشف کنند و سوال درست بسازند، انتخاب‌های دقیق‌تری می‌کنند. اگر بتوانند به موضوعات پیچیده نگاه کنند می‌توانند راه‌حل برای زندگی و این سرزمین پیدا کنند. در زمانه‌ای که ما بی‌دلیل رشته دبیرستان، و شانسی رشته دانشگاه و دست بر قضا شغل پیدا می‌کنیم و در سی سالگی دچار روزمرگی می‌شویم و افسردگی می‌گیریم و جای خودمان و خودمان را دوست نداریم، اگر جای ترمیم زندگی در سی سالگی به بعد آدم‌ها، برگردیم و به سرچشمه نگاه کنیم، به بچگی نگاه کنیم شاید بتوان جهان را نجات داد. در قدم اول اگر بچه‌ها را خلاق و پرسشگر و سرزنده پرورش بدهیم، احتمالا نسل آینده انسان‌هایی هستند که در هر لحظه زندگی‌شان را زندگی می‌کنند و بلدند سخت‌ترین کار جهان را انجام دهند. یعنی انتخاب.

پس قصه سرگرمی است، اما فقط سرگرمی نیست. قصه زبان تمدن است. قصه زبان کودکانه‌ی توسعه انسان امروز است. قصه امکان خلق آینده در این لحظه است؛ و برای خلق آینده ما نیاز داریم دموکراسی زبان ایجاد کنیم. یعنی همه بچه‌ها در سراسر جهان باید به زبان مادری‌شان قصه گوش کنند تا روش‌های یکتا و راه‌حل‌های منحصر‌به‌فرد خودشان را برای خلق زندگی و خلق آینده اختراع کنند.

آینده اگر فقط یک لهجه داشته باشد، اقیانوس جهان تبدیل به قوطی کنسرو می‌شود. ما این سرزمین و این زمین را چطور از پدران‌ومادران‌مان تحویل گرفتیم؟ و امروز چطور به دست بچه‌های‌مان می‌سپاریم؟ ویران؟ بی‌آب؟ بی‌نور؟ بی آینده؟ و بی زبان؟ یا آباد؟ روشن؟ دلنشین؟ و با انسان‌ها و زبان‌هایی زنده و سرشار و زندگی‌بخش؟ امیدوارم آی قصه در سال‌های آینده رویای جمعی برای بچه‌های جهان خلق کنه. رویایی برای زندگی.»

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *