فصل امتحانات دانشآموزان فرارسیده است و دوباره بحث تقلب و روشهای انجام آن بین آنها داغ شده است. پژوهشگران تحقیقات گستردهای روی چرایی تقلب انجام دادهاند که نتایج آنها جالب و گاه باعث تعجب است. «استرس و تحت فشار بودن»، «نشان دادن نترس بودن بین نوجوانان» و «کسب رتبه برتر» و غیره از جمله دلایل تقلب نام برده شده است. حالا تیم پژوهشی آیقصه این گزارش را با ترجمهای آزاد از سایت edutopia.org و گفتوگویی با کارشناسان علوم تربیتی و روانشناسان ایرانی تهیه کرده است. در این گزارش به دلایل و نحوه کاهش تقلب پرداختیم.

چرا تقلب؟
این گزارش مرور مطالعات روانشناسی برای پاسخگویی به این سوال است که چرا دانشآموزان تقلب میکنند و راه برخورد با آن چیست:
معلمی در آمریکا میگفت او در یک پست اینستاگرامی از دهها دانشآموز و دانشجو پرسید: «چرا در دبیرستان تفلب میکردید؟»
یکی پاسخ داد: «میخواستم نمرههای خوبی داشته باشم ولی نمیخواستم زیاد درس بخونم.»
برخی از پاسخدهندگان دیگر هم پاسخهای مبهمی دادند. مثلاً، یک دانشآموز کلاس نهم که تحقیقاتش را از روی مطالب اینترنت کپی کرده بود و از قضا باقی نمراتش خیلی خوب بود، به صورت مبهمی از استرس بالایی که داشت صحبت میکرد.
بعضی از اخبار نشان میدهد تقلبکردن به یک جریان عمومی تبدیل شده است و حتی در مدارس بسیار سطح بالا در آمریکا هم اتفاق میافتد. دادههای حاصل از پژوهشها هم همین مسئله را تایید میکنند. پژوهشی در مرکز جوانان جوزف انجام شد که نشان میدهد بیش از نیمی از دانشآموزان در آزمونها تقلب میکنند. ۷۴ درصد هم اقرار کردند تکالیف خود را از روی دوستان خود کپی کردهاند. در بین سالهای ۲۰۰۲ و ۲۰۱۵ پرسشنامهای توسط ۷۰ هزار دانشآموز دبیرستانی تکمیل شد. نتیجه این پرسشنامه نشان داد ۵۸ درصد از دانشآموزان برای انجام تحقیق، تقلب میکنند.


در این مورد برخی کارشناسان علوم تربیتی در ایران هم براین باور هستند که یکی از مهمترین عواملی که باعث تقلب میشود، استرس است. استرس باعث میشود حتی بچهها برای پاسخ به سوالاتی که بلد هم هستند، به تقلب روی آورند.
زهره نیکخو، کارشناس علوم تربیتی و معلم دوره دبیرستان و راهنمایی از تجربه خود در این مورد گفت: «یکی از دانشآموزان زرنگ من در کلاس هم تقلب کرده بود با اینکه همه سوالات را بلد بود. وقتی این موضوع را ریشهیابی کردم فهمیدم فقط به خاطر استرس این موضوع پیش آمده است.»
او تقلب در دانشآموزان را به چند دسته تقسیم و بیان کرد: «در کنار دانشآموزان زرنگ، دانشآموزانی هستند که وقت برای درس خواندن نمیگذارند. پس وقتی برای اولین بار تقلب میکنند، حس میکنند میتوان از روش آسانتری نمره کسب کرد. به این دانشآموز تفهیم نشده که مطالب درسی که یاد میگیرد برای یادگیری است.»
نیکخو یکی از مشکلات را فشار پدر و مادرها برای نمره بالا میداند و در این مورد توضیح داد: «پدر و مادرها مدام فشار میآورند که بچهها نمره خوب بیاورند. وقتی دانشآموز بداند یادگیری مهم نیست و تنها نمره اهمیت دارد، از هر راهی سعی میکند نمره بالا کسب کند.»
توجیه تقلب
دکتر دیوید رتینگر، استاد دانشگاه مری واشنگتن و مدیر اجرایی «مرکز رهبری، افتخار و خدمات سازمانی دانشگاهی» که به تشویق صداقت اختصاص دارد، براین باور است که دانشآموزان میفهمند تقلب کار اشتباهی است؛ اما گمان میکنند دلایل آنها برای این کار منطقی و اخلاقی است. حتی بعضیاز آنها، به اندازهای تقلب میکنند که بتوانند هنوز خود را فردی اخلاق مدار بدانند. این نوع دانشآموزان معتقدند تقلب در کل کار اشتباهی است؛ اما کار آنها استثناست.
رتینگر و دیگر پژوهشگران براین باور هستند دانشآموزانی که تقلب میکنند تا وقتی که دلایل خود برای انجام این کار را منطقی میدانند، میتوانند هنوز خود را فردی اخلاقمدار بدانند.


گاه به نظر دانشآموزان تمرکز روی مطالب، بیش از مقدار کار انجام شده در کلاس است و دانشآموزان به همین خاطر تقلب میکنند. مانند زمانهایی که معلم، بچهها را مجبور میکند چند بار از یک مبحث امتحان دهند یا سوالات امتحانی از یک موضوع خاص، خیلی متنوع و پیچیده است.
یکی از دانشآموزان رشته هنر این موضوع را این طور توضیح داد: «به نظر میرسد گاهی معلمها درمورد بعضی موضوعات از ما توقع بیش از اندازه دارند. آنها سوالات امتحانات را از موضوعاتی طرح میکنند که هیچ وقت در کلاس مطرح نکردند و اگر نمره بدی از آن مبحث بگیری دفعه بعد سختگیرانهتر ورقهات را صحیح میکنند. برای اینگونه معلمها تفکر خلاق یا منتقدانه ما اصلاً مهم نیست و فقط به دنبال حفظیات هستند.»
دانشآموزان خوبی که برای به دست آوردن نتایج عالی تحت فشار هستند (شما بخوانید دانشآموزانی که دنبال تایید دیگران هستند) چون به دنبال برتری در امتحانات هستند هم امکان دارد به این عمل روی بیاورند. آنها از ترس اینکه یک نمره بد تلاش چند ماهه آنها برای کسب رتبه برتر را تحت تاثیر قرار دهد یا نمرهای معدل آنها را تغییر دهد، تقلب میکنند. این اتفاق بخصوص در مدارس بسیار سطح بالا بیشتر دیده میشود.
تقلب در کودکی
حتما شاهد این صحنه بودید که کودک ۳ تا ۶ ساله شما حین بازی قوانین را رعایت نمیکند و بچههای بزرگتر این حرکت را تقلب و جرزنی در نظر میگیرند و بازی از این لحظه به بعد به صحنه جنگ تبدیل میشود. مسئله اصلی این است که کودک در سن پایین(زیر ۷ سال) تصویر درستی از تقلب و منفعت پس آن ندارد، بلکه چون ۱) از قوانین بازی به طور کامل آگاه نیست و ۲) حس برنده شدن را حس مثبتی تلقی میکند مهرهها را جوری که دلش بخواهد تکان میدهد نه طبق قوانین بازی.
برای حل این مسئله ابتدا باید با زبان ساده، کودک را با قوانین اصلی بازی آشنا کنید که به طور مثال متوجه شود اگر تاسش روی عدد ۳ مینشیند فقط سه خانه میتواند مهره خود را به جلو ببرد نه هرچقدر که میلش بکشد. نکته دوم این است که به جای تاکید بر برد و باخت و انتقال آن به صورت ناخودآگاه به کودکتان، به حس خوب بازی کردن و سرگرم شدن بیشتر توجه کنید. برای اینکه بچهها کمتر به نتیجه بازی مبنی بر برد و باخت فکر کنند میتوانید تا جایی که امکانش وجود دارد بازیها را مشارکتی و به صورت تیمی انجام دهید.
تقلب در نوجوانی
زمانی که نوبت به ریسکپذیری میرسد، دانشآموزان نوجوان میخواهند نشان دهند خیلی کلهشقاند. تحقیقات نشان میدهد نوجوانان در برابر نتایج مبهم اعمالشان تحمل بالاتری دارند. از لحاظ اجتماعی هم آنها اگر نسبت به همسالان یا افراد بزرگتر از خودشان کمتر ریسک کنند، آزار میبینند.
از لحاظ رشدی،سن دبیرستان، سن ریسک پذیری است. آنها نمیتوانند عواقب فوری اعمال خود را درک کنند چه برسد به اینکه عواقب آتی بعضی رفتارها را درک کنند.
تقلب همراه با هیجان و سرشار از ترس و اضطراب است. این احساسات هم خوشایند نیستند؛ اما دانشآموز نوجوانی که آماده شکستن قوانین است، با تقلب احساس راحتی بیشتری میکند.
آنها آمادهاند تا درباره تقلب قمار کنند و تبعات آن را بپذیرند. حتی گاهی فکر میکنند به راحتی میتوانند از زیر بار تبعات کار خود قسر در روند.
تقلب بین نوجوانان و جوانان واگیردار هم هست و حتی میتواند نشان دهنده باحال بودن باشد. پژوهشی بین سالهای ۱۹۵۹ تا ۲۰۰۲ در دانشکده افسری انجام شد. نتایج این پژوهش نشان داد که در محیطهای مدارسی که تقلب عواقب چندانی ندارد، دانشآموزان به راحتی تسلیم فشار همسالان خود میشوند و از ترس مورد تمسخر قرار گرفتن و از دست دادن موقعیت اجتماعی خود این کار را انجام میدهند.

یکی از دانشآموزان قدیمی میگفت «درسته که من احتیاج نداشتم تا به همکلاسیام تقلب برسانم ولی نمیتونستم بهش نه بگم! وقتی هم که شروع میکنی دیگر نمیتوانی این موضوع را متوقف کنی.»
این موضوع در نوجوانان ایرانی هم دیده میشود. اکرم اثنی عشری، یکی از معلمان که در دبیرستان پسرانه هم تدریس کرده است، دراین مورد گفت: «گاه نوجوانان به خصوص نوجوانان پسر میخواهند تقلب کنند تا خود را ثابت کنند یا دبیری در کلاسش میگوید کسی نمیتواند در کلاس من تقلب کند و آنها به خاطر اینکه نشان دهند میتوانند این کار را انجام دهند، تقلب میکنند. نوجوانان دختر تفاوت دارند. از استرس امتحان و نمره از راههای مختلف تقلب میکنند.»
به گفته اثنی عشری عدهای از دانشآموزان هم هستند که مهربانند و به اصطلاح فکر میکنند باید برای دوستانشان مایه بگذارند حتی اگر دبیر تقلب آنها را ببیند و جریمه شود.
نداشتن علاقه به درسها و محتوای کتابها هم یکی از دلایلی است که برخی روانشناسان معتقدند باعث تقلب میشود. وقتی والدین مدام اصرار دارند بچههایشان دکتر و مهندس شود؛ در حالیکه به رشتههای دیگر علاقه دارد، بچه را به سمت تقلب سوق میدهد تا فقط درسها را پاس کند.
نقش معلمان در کاهش تقلب
معلمان و نحوه تدریس آنها میتواند در میزان افزایش یا کاهش تقلب اثرگذار باشد. مینا ظهیرالدینی که ۱۰ سال تجربه تدریس در دبیرستان را دارد، درمورد تجربه خود گفت: «دبیر نقش مهمی در بحث تقلب دارد. وقتی برای دانشآموزان این موضوع جا بیفتد که نمره مهم نیست و یادگیری اهمیت دارد، بچهها کمتر به سمت تقلب میروند.»
ظهرالدینی در کلاسهای خود سوالات را پخش میکرد و از کلاس خارج میشد. به نظر او هیچکدام از بچهها تقلب نمیکردند. چرا؟ چون بعد خودشان باید ورقههای خود را صحیح میکردند و به خودشان نمره میدادند. سپس مباحثی که نمره کم آوردند را دوباره میخوانند تا یاد بگیرند.


او در این مورد توضیح داد: «وقتی به بچه این اطمینان را بدهیم که مباحث درسی را بلد است و همین موضوع کافیست و مهم نیست چه نمرهای بیاورد، تقلب هم کاهش پیدا میکند. اگر نمره آخر سال مهم است، با امتحانات کوچکی که در طول سال معلمان از دانشآموزان میگیرند و دانش آموزان خودشان نمره میدهند، به طور حتم میتوانند امتحانات آخرسال را هم بدون تقلب پاس کنند.»
راه حل مناسب برای جلوگیری از تقلب
موارد بسیاری در تقلب کردن کودکان تاثیر دارد؛ همه آنها یا برخی از این دلایل برای برخی از بچهها و والدینشان صادق است. در جدول زیر شایع ترین دلایل تقلب و راه حلشان را برایتان خلاصه کردیم:
| علل تقلب | برخورد مناسب |
| شیوه ارزیابی نامناسب در مدرسه | تاکید بر اهمیت یادگیری |
| میل به انتقام گرفتن از معلم سختگیر | برخورد دوستانه با بچهها |
| سخت و پیچیده بودن مباحث و امتحان | تدریس کامل مباحث پیش از امتحان |
| بی نظمی در مدرسه و کلاس | رعایت نظرم کلی مدرسه |
| ترس و استرس نمره | عدم ارزشگذاری و فرق گذاشتن بین بچهها بر اساس نمره |
| نداشتن وقت کافی برای درس خواندن | ارائه برنامه ریزی درسی متناسب با شرایط زندگی هر محصل |
| میل به هنجارشکنی | صحبت با بچهها و اهمیت آگاهی معلم و والدین به علم روانشناسی |
| مشکل یادگیری | بهره گیری از کلاسهای پیشرفته و معلم خصوصی |
| وسوسه شدن | تاکید بر اصل درستکاری در تربیت کودکان |
| میل به برتر بودن | پایین اوردن توقع و انتظار از کودکان |
میتوان از روی این موضوع با بیتفاوتی گذشت یا اینکه راهحلی پیدا کرد تا به بچهها کمک کرد بیشتر روی یادگیری تمرکز کنند تا نمرهآوری و قبولی در آزمونهای متعدد. نظر شما در این مورد چیست؟


بدون دیدگاه