آی قصه دوست دارد، تمام بچهها خودشان را در دنیای قصهها ببینند. به همین خاطر، تصمیم دارد تا داستانهایی با شخصیتهای متنوعتر منتشر کند. داستانهایی که بچههای بیشتری با آن احساس نزدیکی کنند. اگر شما نیز نویسنده یا علاقهمند به نوشتن هستید و دوست دارید در این رابطه تجربه کنید، از شما دعوت میکنیم برای نزدیک شدن به موضوع مقالات و ویدئوهای شماره اول مجله کودک را ببینید.
همچنین مقالهی خواندنی و خوبی را رویا گرامی از تیم تحریریه از «بتی بث»در سایت «مایتی» ترجمه کرده است که موضوعات مهمی را با زبان خیلی ساده با شما در میان میگذارد.
راستی آیقصه داستانهای شما را میخواند و اگر آنها از استانداردهای خوبی برخوردار باشند حتماً آنها را منتشر میکند. یک موضوع مهمتر اینکه ما در آیقصه چندتا دوست نویسنده و هنرمند و مشاور دارای معلولیت داریم که دوست دارند به نویسندهها درباره نوشتن درباره کودکان با نیازهای ویژه، دارای معلولیت و غیره کمک کنند و به سوالاتشان پاسخ دهند.
اگر سوالی داشتید حتما از ما بپرسید:
ایمیل آی قصه
نوشتن داستان با شخصیت دارای معلولیت
آدمهای زیادی در دنیا وجود دارند که دوست دارند بنویسند. من فکر میکنم اینکه ما میتوانیم تلفنمان را باز کنم و به یک عالمه نوشتههای ادبی خوب دست پیدا کنیم فوقالعاده هست؛ با این حال، علیرغم تعداد بیشمارِ افرادی که مینویسند، همچنان افراد دارای معلولیت، کمتر در داستانها دیده میشوند. هرچقدر، که در حوزه فعالیتهای اجتماعی، حضور افراد دارای معلولیت پررنگتر شده است اما ادبیات از این غافله به شدت عقب مانده است. اضافه کردن شخصیتهای با نیازهای ویژه آنقدر ها هم که فکر میکنید دشوار نیست. و میتواند تأثیر بسزایی در شکل دهی نگرش همه افراد جامعه داشته باشد.
این فهرست برای کمک به شما در نوشتن داستانهایی با شخصیتهای دارای معلولیت فراهم شده است.
۱-معلولیت (غالباً) نباید محور داستان یا شخصیت داستانی باشد.
زندگی روزمره، حتی با معلولیت، قرار نیست به اندازه کافی جذاب باشد که بتواند بنمایه یک داستان خوب را تشکیل دهد. ژانر داستان شما هر چه هست، یک شخصیت دارای معلولیت هنوز هم میتواند در آن بدرخشد. یک فرد دارای معلولیت میتواند در هرکدام از نقشها و کاراکترهای متفاوتی که برای داستان در نظر گرفتید، قرار بگیرد.
معلولیت نباید آن چیزی باشد که یک شخصیت کمدی را خندهدار، قهرمان یا شجاع یا حتی بدجنس و شرور میکند. معلولیت فقط یک جنبه از کاراکتر است. برای آنها پیچیدگیهای احساسی و نقشهای قدرتمند در داستانهایتان بیابید. یک راه اضافه کردن شخصیت دارای معلولیت به قصه، میتواند این باشد که بعد از طراحی اولیه داستان، برعکس فکر کنید و ببینید که اگر معلولیت به هر یک از کاراکترها اضافه شود روند داستان چطور ادامه پیدا میکند و آیا میتواند این فرد با معلولیت به خوبی در داستان بنشیند و با خواننده ارتباط برقرار کند.
۲-از مطرح کردن معلولیت کاراکتر خجالت نکشید.
اگرچه معلولیت نباید آن چیزی باشد که داستان حول محور آن میچرخد ولی نباید نادیده هم گرفته شود. اگر معلولیت باعث میشود کاراکتر نتواند کاری را در داستان انجام دهد، میتونید به راحتی و به صورت کامل موضوع را مطرح کنید.
زمانی که شخصیت را توصیف میکنید، میتوانید هر نوع معلولیت قابل رویت را هم همانطور که رنگ مو یا چشم آنها را توصیف میکنید، شرح دهید. بعضی اوقات، تصویر معلولیت طوری کشیده میشود که انگار موضوعی ترسناک یا تابو است؛ در صورتی که نباید این طور باشد. معلولیت همیشه لذتبخش نیست ولی ما هنوز هم میتوانیم با معلولیت زندگی کنیم، حتی اگر باعث شود که کمی متفاوت زندگی کنیم. شما میتوانید وجود معلولیت را به رسمیت بشناسید بدون اینکه نگاه ترحم برانگیزی نسبت به آن داشته باشید. گاهی خلق کاراکترهای حیوانی یا غیرواقعی و خیالی میتواند باعث شود که معلولیت کاراکتر ترسناک نباشد.
۳- معلولیت میتواند قابل رویت یا غیر قابل رویت باشد.
افراد دارای معلولیت زیادی میتوانند راه بروند. بعضی از آنها همیشه از ویلچر استفاده میکنند؛ بعضی گاهی از آنها، گاهی از ویلچر استفاده میکنند و بعضی دیگر با کمک عصای زیر بغلی یا واکر راه میروند. و بعضی عصای سفید دارند. بعضی ها از اکسیژن استفاده میکنند و بعضی دیگر پمپ انسولین دارند. بعضی هم لوله تغذیه دارند. و بعضی هم کاملا معمولی دیده میشوند. و تفاوت ظاهری بارزی ندارند. استفاده از وسایل کمکی برای حرکت مخصوصاً زمانی که هر از گاهی از آنها استفاده میشود به شدت موجب داغ ننگ هستند.
از قابل رویت بودن یا غیر قابل رویت بودن معلولیت خجالت نکشید. و با خیال راحت از کاراکترهایی استفاده کنید که از وسایل کمکی به صورت تمام وقت یا نیمه وقت استفاده میکنند.
۴- معلولیت، تراژدی نیست.
داشتن معلولیت سخت هست ولی نه به شدتی که رسانهها نشان میدهند. به عنوان فردی که دارای معلولیت است میتونم اعتراف کنم که زندگی غیر طبیعی هم میتواند سرشار از درایت و لذت باشد. در ضمن لطفاً تلاش نکنید کاراکتر را درمان کنید. این کار به شدت آسیبزاست. در واقع، اینکه بیشتر بر روی پذیرش زندگی با معلولیت کار کنیم خیلی مهمتر از تمرکز بر فرار از آن هست. لطفا، برای شخصیت معلول خود دلسوزی نکنید، زندگی ما یک تراژدی نیست.
۵- اطلاعات خود را در رابطه با بیماری یا معلولیتی که در باره آن مینویسید و نحوهای که بر زندگی شخصیت شما تأثیر میگذارد، بیشتر کنید.
این موضوع خیلی فراتر از فهم علائم ذهنی یا فیزیکی موضوع است. بحثهای داغی اطراف بسیاری از معلولیتها یا بیماریها وجود دارد. بعضی تشخیصها خاص، موضوعات خنده و تمسخر میشوند؛ مثل افسردگی و توهم. مطمئن شوید که اون بیماری یا معلولیت را به خوبی میشناسید و از حواشی آن مطلعید. اینگونه میتوانید تشخیص دهید که آیا خودتان هم به حواشی غلط موضوع دامن میزنید یا اطلاعات غلطی ارائه نمیدهید که به افراد دارای آن معلولیت آسیبی برساند.
درمانهای معجزه گرانه و شبه علمی هم امروزه خیلی رونق دارند، بهتر هست وارد این موضوعات نشوید. اگر وارد جنبه علمی موضوعی شدید نگاه کاملاًعلمی خود را حفظ کنید . پژوهش کنید و آماده باشید تا بعضی از نگرشهای خودتان هم زیر سوال برود.
۶- وارد بحث پزشکی نشوید مگر اینکه بدانید راجع به چه چیزی حرف میزنید.
میدانم این موضوع با نکات مطرح شده در بحث قبل در تناقض است اما بین اینکه به قدر کافی اطلاعات داشته باشید که چالشهای کاراکترتان را درک کنید و اینکه متغییرهای پیچیده و دانش زیستشناسی که منجر به ایجاد یک معلولیت میشود را بشناسید تفاوت وجود دارد. احتمالاً، کسی که اطلاعات پزشکی زیادی ندارد و یا خودش دارای نوع خاصی از معلولیت نیست نمی تواند به صورتی روان و گویا دربارهٔ حواشی علمی آن موضوع بنویسد. پس لطفاً این کار را انجام ندهید.
بهتراست روی جنبههای احساسی یا نشانگان موضوع تمرکز کنید، نه دانش خاص آن بیماری. چون درک این جور مسائل هم برای شما و هم برای خواننده ممکن هست دشوار باشد و موجب نشر تصادفی اطلاعات غلط شود. همچنین من توصیه میکنم که از درمان یا داروی خاصی هم به تفصیل صحبت نکنید این کار وظیفه دکترهاست نه نویسندهها.
۷- از اصطلاحات مرتبط با توانمندی یا دیگر واژگان توهین آمیز استفاده نکنید.
هر کار ادبی که انجام میدهید بهتر است عاری از اصطلاحاتی باشد که میدانید تأثیر مخربی دارند. ولی بعضی لغات هم هستند که ما معمولاً خیلی راجع به آنها فکر نمیکنیم و اگر در جای اشتباهی استفاده شوند، میتوانند مخرب باشند؛ مثلاً کلماتی که به «توان» ربط دارد مانند توانیاب و ناتوان بهتر است استفاده نشوند. واضح است که نباید از کلماتی که بار احساسی منفی دارند مانند عاجز، عقب افتاده، روانی و دیوانه استفاده کرد. استفاده از اصطلاحاتی غیر واقعی مثل روشن ضمیر یا روشندل هم توصیه نمیشود.
پیشنهاد ما این است که از اصطلاح فرد دارای معلولیت استفاده کنید تا در درجه اول تمرکز بر فردیت فرد باشد و او در معلول بودن خلاصه نشود.
۸-افراد دارای معلولیت را پیدا کنید و از آنها سوال بپرسید.
من به عنوان یک فرد معلول، همیشه مشتاقم که به نویسندگان برای استفاده از شخصیتهای دارای معلولیت در داستانهایشان مشورت بدهم. بیشتر بیماریها حتی آنهایی که خیلی نادرند، انجمنهایی دارند. یکی از این انجمنها را پیدا کنید و ببینید که آیا میتوانید چند نفر را پیدا کنید که نوشتههای شما را بخوانند یا به سوالات شما پاسخ دهند. شما میتونید به مقالات و کتابهای دیگر هم نگاهی بیاندازید.
۹-به تقاضای افراد دارای معلولیت برای دیده شدن در ادبیات و داستان کمک کنید.
هر کاری که میکنید را ادامه دهید. به ما کمک کنید تا از ابهام در رابطه با معلولیت بکاهیم و به یاد داشته باشید، که درست است که بچههای دارای معلولیت تفاوتهایی با دیگران دارند ولی آنها هم انسانند و شخصیت منحصر به فرد خودشان را دارند و دوست دارند بتوانند بخشی کوچک یا بزرگ از دنیای خارقالعاده داستانها باشند.
۱۰- نکته اضافه
آیقصه داستانهای شما را میخواند و اگر آنها از استانداردهای خوبی برخوردار باشند حتماً آنها را منتشر میکند. ضمن اینکه ما در آیقصه چندتا دوست دارای معلولیت هم داریم که دوست دارند به نویسندهها در این رابطه کمک کنند و به سوالاتشان پاسخ دهند.
9 Tips for Writing About Characters With Disabilities | The Mighty


بدون دیدگاه