بلاگخبرهارویدادها
[ ۱۲ اسفند ۱۳۹۸ توسط آی‌قصه 1 نظر ]

مسابقهٔ «قصه‌های من و ویروس»

قصه‌های من و ویروس؛‌ یک مسابقهٔ باحال برای بچه‌های باحال سراسر ایران

بلاگدسته‌بندی نشدهرویدادها
[ ۱۲ اسفند ۱۳۹۸ توسط آی‌قصه 0 نظرات ]

پوری و کارخانه قصه‌سازی

گزارش مفصل و خواندنی ماهنامه‌ی پیوست را به قلم بهناز توحیدی درباره‌ی آی قصه و اپلیکیشن قصه گویی آی قصه می‌خوانید:

بلاگخبرهارویدادها
[ ۰۳ بهمن ۱۳۹۸ توسط آی‌قصه 1 نظر ]

صدای رادیو آی قصه در اصفهان

داستان سرایی برای کودکان آی قصه | به گزارش عادل امیری منتشر شده در: روزنامه‌ی اصفهان زیبا

از عمرِ فراموش شدن قصه گویی و داستان سرایی برای کودکان مدت های مدیدی گذشته است. رسانه های جمعی، شبکه های مجازی، وسایل بازی متعدد و…. جای آنها را گرفته و کودکان سرزمینمان را از تخیل کردن و رویا بافتن دورکرده اما عده ای را نیز به تامل واداشته. آدم هایی که در فرمت رادیو  آی قصه می‌کوشند تا داستان ها و ترانه های فارسی را از همه کشورهای فارسی زبان جمع آوری کنند و به تولید آن با کمک نویسندگان و علاقه‌مندان این عرصه بپردازند. از همین رو،  خانه صفوی به میزبانی از این گروه قصه گوی از تهران آمده، درهای دالان خود را گشوده تا هموطنان زبانی ما پای برنامه ای بنشینند که از آنِ ایشان است. «آی قصه؛ لالایی مادران افغانستان» عنوان برنامه ای است که عصر جمعه گذشته، به مناسبت روز جهانی پناهندگی با حضور گسترده اتباع افغانستانی در خانه صفوی در خیابان خاقانی برگزار شد.

روز جهانی پناهندگی، روزی در سال 1946، پس از اتمام جنگ جهانی دوم است که در آن تعداد کثیری از مردمان جهان جنگ زده و از جا رانده شدند و سیلِ پرخروش آنها موجب شد سازمان ملل متحد با به‌راه انداختن کمپینی به التیام هرچند اندک آلام آنها بپردازد. هموطنان زبانی ما، افغانستانی های عزیز نیز از جمله همین مردمان اند که طبق آمارهای رسمی اکنون نزدیک به سه میلیون نفر از ایشان مهمان کشور ما هستند. از این رو، دکتر عبدالله عبدالله، رئیس اجرایی جمهوری اسلامی افغانستان، بیانیه ای در این مورد صادر کرده و قرار بود مسئولان مرتبط باامور اتباع افغانستان در این جلسه حضور یابند که به دلیل مشغله نیامدند.

جنگ، از قوطی روغن تا خیابان
نقص سیستم صوتی که بالاخره برطرف شد،  باران صادقی، شاعر افغانستانی مقیم اصفهان شعری با مضمون تلخ پناهندگی خواند که در آن جنگ از قوطی روغن شروع شد و به خیابان کشید. پس از او خانم یعقوبی خامه شعرِ تر  از  آستین به درآورد و در نهایت مهدی احمدی، دیگر شاعر افغانستانی مقیم شهرمان از گمگشتگی ها خواند و مجری برنامه، اسماعیل باستانی که از مجریان صدا و سیمای کشور است، از سه نمایشگاه ذکریا علیزاده، فرهنگ و مردم شناسی و صنایع دستی و فولکلور افغانستان که در این نگارخانه برپاست خبر داد و به پلاتوی سرخی که پنکه های سقفی و لوستر قدیمی از سقف آن آویزان بودند،  پناه برد.

صابر باشم یا هر اسم دیگری
اسماعیل باستانی دو قطعه از آثار فرهاد دریا، خواننده شهیر افغانستانی پخش کرد و سپس درباره رادیو آی‌قصه گفت:«تمرکز ما در این فرم تولید محتوا بر موسیقی و لالایی‌های افغانستان است. لالایی ها آینده فرزندان ما را می‌سازند. زنان افغان این لالایی ها را پای گهواره می‌خوانند تا به نوزادانشان امید بدهند، برای همین هم هست که لالایی ها حرف های عجیبی برای گفتن دارند؛  آنها به بچه‌ها اجازه تخیل و رویا پردازی می‌دهند.»

سپس لالایی سوزناک و زیبایی از  اَبی ظاهر(مادر ظاهر) پای ننو با گویشی فارسی پخش شد و پوریا عالمی قصه ای درباره مهاجرت و افغانستان خواند که به چندین زبان ترجمه شده و اشکش صدای بلند دست های حاضران را موجب شد. نام داستان «صابر باشم یا هر اسم دیگری تو که یادت نیست» بود و با شرمندگی به مردم افغانستان تقدیم شده بود.

از هموطنان زبانی معذرت می‌خواهیم
لالایی سوزناک و آرامش بخش دیگری نیز پخش شد که باستانی تلفظش از برخی اسم های خاص افغانستانی را با جماعت افغان حاضر در برنامه هماهنگ کرد. حرکتی حرفه‌ای و جالب که به ایجاد گفت‌وگوهایی درباره زبان، گویش و فرهنگ افغانستان در فرصتی اندک  انجامید. آرش ترابی، از همراهان اصفهانی آی قصه با دعوت از همه مخاطبان اتباع و غیر از آن، ایشان را به ارسال داستان ها و ترانه‌های افغانستانی و غیر از آن دعوت کرد و مهم تر از همه از طرف تیم آی قصه، به‌خاطر همه ناروایی هایی که تاکنون در حق هموطنان زبانی مان در ایران رفته، عذرخواهی کرد که با استقبال گسترده حضار مواجه شد.

بودای بامیان، شعرِ باستانی
مجری مراسم، شعری از اشعار خود با نام بودای بامیان را دکلمه کرد و پس از آن آهنگی از احمد ظاهر، خواننده پاپ همه دوران های افغانستان که جزو پنجاه صدای ماندگار جهان انتخاب شده پخش شد  و شادیِ فراگیری در رگان افغانستانی‌ها و ما سر ریز  شد. خوا ننده ای که به الویس پریسلی افغانستان اشتهار دارد و موجب درگرفتن بحث های خوبی درباره او شد. یکی از مردان مسن افغان با توضیح مبسوطی درباره دقت ظاهر در انتخاب اشعار فارسی، صدای یگانه او و مورد غضب واقع شدن و در نهایت مرگ او در یک تصادف فرمایشی به فرمان آخرین شاه افغانستان سخن گفت و مهدی احمدی شاعر نیز توضیحاتی در این‌باره ارائه داد.

اجراگر  قصه های ما باشید
در بخش پایانی برنامه، امید ترابی مدیر آی قصه، با ارائه اطلاعاتی درباره این رادیو گفت:«یک سالی هست که فعالیت آی قصه شروع شده. ما بنا داشتیم تا بر اساس شبکه‌های اجتماعی و کانال های فضای مجازی در حوزه ادبیات کودک و نوجوان کارهای جدیدی انجام دهیم و طبیعی است که باید به تولید قصه های فارسی با پتانسیل نهفته در کشورهای فارسی زبان بپردازیم.» 

او ادامه داد:« بنابراین همه شما می‌توانید اجراگر  قصه های ما باشید، برای ما قصه بنویسید و به زودی شاهد حضور شهر آی قصه باشید که شخصیت های فراوانی با آن همراهی خواهند کرد و ما برنامه هایی خاص و گسترده برای معرفی رادیو آی قصه در داخل و خارج از کشور برگزار خواهیم کرد.» ترابی در پایان افزود:«کار ما از تولید متن تا خوانش و تصویرگری آن گسترده است و خوشحال می‌شویم که دوستان افغانستانی داستان هایشان را با لهجه افغانستانی برای ما بخوانند.» به امید روزی که دیگر کسی پناهنده نشود.

 

ی‌ قصه یک استارت‌آپ در حوزه‌ی قصه‌گویی و داستان سرایی برای کودکان امروز ۲ تا ۱۲ سال است. آی قصه جایی است برای و گفتن و شنیدن قصه‌هایی به زبان فارسی برای فارسی‌زبانان سراسر جهان. خصیت‌ها و قصه‌های جدیدی در آی‌ قصه خلق می‌شوند و تمرکز این تیم، تولید قصه هایی برای کودکان امروز است. قصه‌های تولید شده در آی‌ قصه، تصویرگری می‌شود و صداپیشگان روی آن صحبت می‌کنند.

 

بلاگخبرهارویدادها
[ ۰۷ دی ۱۳۹۸ توسط آی‌قصه 0 نظرات ]

گزارشی از دورهمی یلدایی آی‌قصه

دورهمی شب یلدای آی‌قصه در رستوران دوست‌داشتنی کیدزلانژ برگزار شد و طبق معمولِ همه‌ی جشن‌های آی‌قصه یادمان رفت عکس دسته‌جمعی بگیریم!

عکس دسته‌جمعی که هیچی، مشکل ما این است که هیچ‌وقت از همه مهمانان عکس نداریم حتی! مثل همین جشن که عکاس‌های خوب‌مان از شش نفر شصت تا عکس جورواجور گرفتند! در حالی که اگر از شصت‌نفر مهمانی که حضور داشتند نفری شش‌تا عکس می‌گرفتند هم اتفاق عجیبی نمی‌افتاد!

از شوخی گذشته خوشحالیم که آی‌قصه دارد وارد ۲ سالگی‌اش می‌شود. جای تک‌تک همکاران و دوستانی که سفر بودند یا درگیر آلودگی در جشن یلدا حضور نداشتند خالی 🍉

🎯و حالا چند خبر خوب!

خبرهای خوب این‌که
۱- سایت آی‌قصه به‌روز و روبه‌راه شده و در دسترس شماست.
۲- اپلیکیشن آی‌قصه هم در حال آماده شدن است و بزودی به شما معرفی‌اش می کنیم.
۳- شش جلد کتاب آی‌قصه تا عید منتشر می‌شود و ما این روزها مشغول آماده‌سازی این کتاب‌ها هستیم.
و

۴- اولین سری کارگاه‌های ویژه کودکان آی‌قصه به زودی برگزار می‌شود که همی‌جا به اطلاع‌تان خواهیم رساند. 🔔🔔

راستش آی‌قصه نیاز به حمایت شما دارد. شما که به کودک‌تان و آینده و زندگی بیشتر اهمیت می‌دهید.

ما فعلا درآمدی نداریم و برای ادامه نیاز داریم به درآمد، سرمایه، حامی و اسپانسر و راه افتادن اپلیکیشن و آبونمان. برای همین لطفا اگر امکان اسپانسری دارید یا اسپانسری می‌شناسید و سراغ دارید که دغدغه فرهنگی دارد به ما معرفی‌اش کنید.

جدای این حرف‌ها و در اولین قدم با معرفی سایت آی‌قصه یا همین صفحه به دوستان و والدین دیگر ما را حمایت کنید تا آی‌قصه بهتر و بیشتر دیده شود.

بلاگرویدادها
[ ۰۷ شهریور ۱۳۹۸ توسط آی‌قصه 0 نظرات ]

جشن آی‌قصه با حضور بزرگان ادب و هنر ایران

برنامه آی‌قصه برای رونمایی از شخصیت‌های شهر آی‌قصه با حضور هنرمندان سینما، تئاتر و ادبیات در شعبه بالکافه جردن برگزار شد. کلی بچه و رونمایی از چند طرح قصه خلاق و شخصیت عروسکی جدید چند چهره سرشناس هنر ایران را به‌قدری سر ذوق آورده بود تا حسابی از نسل فردا بگویند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سال‌های دهه ۶۰ بی‌شک سال‌های طلایی مرضیه برومند بود. سال‌هایی پر از موفقیت. او با «دزد عروسک‌ها»، «مدرسه موش‌ها»، «خونه مادربزرگه» و با کلی کار دیگر توانست ستاره اول سیمای کودک باشد، در سال‌هایی که این قدر تعداد موالید در کشور زیاد بود که شعار کشور شده بود فرزند کمتر زندگی بهتر.

او ستاره سال‌هایی بود که به فرزند چهارم کوپن تعلق نمی‌گرفت تا شاید خانواده‌ها از خیال فرزندآوری بیرون بیایند. حالا و سه دهه بعد، اتفاقات مختلف از مشکلات اقتصادی گرفته تا تغییر مدل زندگی مردم کار را به جایی رسانده که کشور با چالش رشد منفی موالید روبه‌روست. با تک فرزندهای در حسرت همبازی.

دیگر امثال مرضیه برومند که روزگاری با حمید جبلی و ایرج طهماسب بچه‌ها را حسابی شاد می‌کردند پا به سن گذاشتند و رمقی ندارند تا کارهای ماندگار بسازند و بیشتر خاطره شده‌اند برای نسلی که حالا خودشان پدر و مادرند. شده‌اند نوستالژی روزهای کودکی.

یک برنامه رونمایی از قصه‌های کودکانه اما این‌قدر مرضیه برومند را سر ذوق آورده بود که از فردا بگوید. از آینده روشن. او وقتی نوبتش شد تا بگوید، گفت: «بچه بیارید جوون‌ها، اونم نه یکی! سه تا!»

پوریا عالمی، نویسنده که به عنوان میزبان مراسم آی قصه کنارش ایستاده بود به او گفت: «شما اسپانسر می‌شوی دیگر؟ » برومند با همان لبخند گفت:«خدا خودش اسپانسر میشه، شما بچه‌دار بشین، هر آن کس که دندان دهد نان دهد.» او خندید و ادامه داد: «پول پوشک و سرلاک و شیرخشک هم می‌رسه»

برومند از همان اول مراسم و اجرای دسته‌جمعی ترانه تیتراژ «خونه مادربزرگه» چنان به وجد آمده بود و صدای خواندن بچه‌ها در این محفل کودکانه به دهه ۶۰ برده بودش که با تمام وجود از ارزش بچه‌دار شدن می‌گفت. از فردا که برای نسل آینده است.

این درست انگار حسی بود که پیرمرد خوش تیپ و دردانه ادبیات معاصر دچارش شده بود. او اما به مدل خودش جمله‌اش را بیان کرد. او از رفتن گفت و دنیایی که می‌ماند برای نسل آینده. بهانه‌اش این ایده قصه‌پردازی و شخصیت‌سازی خلاق در داستان‌نویسی کودک بود که روز گذشته و در آن مراسم رونمایی شد. این کار جمعی برای خلق قصه‌های جدید و کاراکترهای نو برای بچه‌های قرنی که به‌زودی از نو آغاز می‌شود!

او خطاب به پوریا عالمی که مدت‌هاست متن‌های مطبوعاتی‌اش همه جا منتشر می‌شود، گفت: «خیلی خوشحالم که جوان‌هایی مثل پوریا عالمی وارد کار ادبیات شده‌اند. یک حکمتی می‌گوید آینده از آن جوانان است. خب معلوم است که آینده از آن جوانان است چون پیرها می‌میرند و جوان‌ها می‌مانند. پوریا عالمی کاری کرده که می‌بینیم آینده خوبی از آن این بچه‌های شاد و سرحال و خوشحال است.»

حرف‌هایی مشابه این را منیژه حکمت هم گفت. او از عشقی گفت که به دخترش پگاه، به لیلی رشیدی به بچه‌های جوان، نه فقط همین‌ها که اهالی خانواده یا فرزندان دوستانش هستند، دارد.
از تک تک جوانان کشورش گفت که آینده را باید بسازند. از امید گفت و فردایی بهتر.

خنده ها و صدای دلنشین بچه‌هایی که همنوا با هم می‌خوانند آی قصه قصه قصه، چنان دلرباست که دولت‌آبادی و برومند و محمد بحرانی و کیانیان و تک تک آنهایی که دور هم بودند مدهوش شوند و غصهها و سختیها فراموششان شود و بخواهند از زندگی بگویند. از امید، از فردایی که قطعا بهتر است از امروز.

منبع: خبرآنلاین