شب‌بخیر دوستم شب‌بخیر الکا
[ ۲۶ دی ۱۳۹۸ توسط آی‌قصه 0 نظرات ]

شب به‌خیر دوستم! شب به‌خیر الکا! – ۲

این دومین قسمت پادکست لالایی و قصه‌ی آی‌قصه است که با عنوان «شب به‌خیر دوستم! شب به‌خیر الکا» منتشر می‌شود. این پادکست را هر هفته الکا هدایت و پوریا عالمی برای مخاطبان کودک آی‌قصه می‌سازند.

تا چند وقت دیگر اپلیکیشن آی قصه آماده می‌شود و این پادکست بخشی از پروژه‌ی تولیدات محتوایی اپلیکیشن آی‌قصه است. در پادکست «شب به‌خیر دوستم! شب به‌خیر الکا!» الکا هدایت هر بار درباره‌ی یک موضوع با بچه‌ها حرف می‌زند. در این پادکست چند شعر، قصه و لالاییِ مرتبط با موضوع را می‌شنویم.

پادکست لالایی و قصه‌ی آی قصه | #پادکست

شب به‌خیر دوستم! شب به‌خیر اُلکا!

قسمت دوم | موضوع: ناراحتی

در دومین قسمت شب به‌خیر دوستم! شب به‌خیر الکا! شعر قدیمی «دختره اینجا نشسته» که برگرفته از یک بازی سنتی است را می‌شنویم که موسیقی آن را سودابه سالم تولید کرده است. همچنین یک شعر از گروه آدمک اثر فرزان فرنیا که در آلبوم در مزرعه منتشر شده است، یک موسیقی ساخته‌ی ثمین باغچه‌بان از آلبوم رنگین کمان و یک لالایی قدیمی تهرانی با موسیقی آذرنوش خدامی.

دو قصه هم در این پادکست هست که قبلا در آی‌قصه شنیده‌ایم. یکی به نام «زبون لیلا» به نویسندگی شرمین نادری و با صدای ساناز غلامی و دومی یک قصه از شهر آی‌قصه درباره‌ی هاپ‌هاپ!

ما را گوش کنید و به دوستان‌تان که بچه‌های‌شان را دوست دارند معرفی کنید و از ما حمایت کنید.

پادکست شب به‌خیر دوستم! شب به‌خیر الکا! از این به بعد – فعلا هفته‌ای یک‌بار – پنجشنبه‌ها در سایت آی قصه منتشر می‌شود.

کجا بشنویم؟

دانلود فایل با لینک مستقیم

 💠  ساندکلود | تلگرام | اینستاگرام | یوتیوب 💠

💠  کست‌باکس | گوگل‌پادکست | اپل‌پادکست  💠

شب به خیر دوستم؛ شب به خیر الکا

هزارقصه
[ ۲۵ دی ۱۳۹۸ توسط آی‌قصه 0 نظرات ]

هزارقصه | دوستان پیراهنی

قصه‌ی صوتی کودکانه | این قصه از هزارقصه* آی قصه، یک روایت جدید از ننه سرمایی است که بقچه‌ی برف‌اش را گم می‌کند. او اول فکر می‌کند بقچه‌اش را دزدیده‌اند اما بعد متوجه می‌شود چندتا حیوان‌ها مثل جغذ و پاندا، بقچه را برداشته‌اند تا ننه سرما برف نریزد روی جنگل‌ها. چرا که آن‌ها نگرانند بچه‌خرگوش‌های چشم‌قرمزی که تازه به دنیا آمده‌اند سردشان شود. ننه سرما کمی فکر می‌کند و بعد راه چاره‌ای پیدا می‌کند!

این قصه را می‌توانید از این‌جا دانلود کنید و یا در پادگیرها مثل اپل‌پادکست، گوگل‌پادکست، کست‌باکس و… بشنوید.

✍️ نوشته‌ی نفیسه نصیران
🎙 قصه‌گو: سمانه گلک
👩‍🎨 تصویرگر: محمدحسین توکلی
💈 متحرک‌سازی: علی جوادی

قصه‌ی کودکانه | #هزارقصه

دوستان پیراهنی

آی‌قصه یک استارت‌آپ در حوزه‌ی قصه‌گویی و تولید قصه‌ی صوتی کودکانه برای کودکان امروز ۲ تا ۱۲ سال است. آی قصه جایی است برای و گفتن و شنیدن قصه‌هایی به زبان فارسی برای فارسی‌زبانان سراسر جهان. خصیت‌ها و قصه‌های جدیدی در آی‌ قصه خلق می‌شوند و تمرکز این تیم، تولید قصه‌ی کودکانه است. قصه‌های تولید شده در آی‌ قصه، تصویرگری می‌شود و صداپیشگان روی آن صحبت می‌کنند.
آی قصه در حال حاضر قصه‌های خود را در سایت، شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی و همچنین پادگیرهای متنوع منتشر می‌کند. مخاطبان آی‌ قصه می توانند به صورت رایگان قصه‌ها را بشنوند. آی قصه در فاز بعدی خود، نخستین نسخه‌ی اپلیکیشن خود را منتشر خواهد کرد.


کجا بشنویم؟

دانلود فایل با لینک مستقیم

 💠  ساندکلود | تلگرام | اینستاگرام | یوتیوب 💠

💠  کست‌باکس | گوگل‌پادکست | اپل‌پادکست  💠


قصه‌ی کودکانه | متن قصه:

هنوز شب نشده بود اما هوا ابری بود و اتاق تاریک به نظر می‌­رسید. آخر هفته بود و ارسلان و مادرش لباس پوشیده بودند و آماده بودند تا وقتی پدر از سر کار برگشت؛ همه با هم به خانه‌­ی مادربزرگ بروند. ارسلان حوصله‌اش سر رفته بود. اول خواست تلویزیون نگاه کند اما بعد پشیمان شد. فکر خوبی به سرش زد. رفت سراغ جعبه‌ی ابزار بابا و چراغ قوه را از داخل آن برداشت. داد زد: «سایه بازی، بهترین بازی دنیا است.»

مامان داشت چیزی توی لپ‌تاپ می‌نوشت. ارسلان چراغ قوه به دست رفت توی اتاق. اول نور چراغ قوه را روی دیوار چرخاند. بعد شروع کرد با انگشت‌هاش سایه‌­ی حیوان‌های مختلف را درست کرد. خرگوش و روباه و کلاغ. دست‌هایش کل دیوار را گرفته بود و خودش از دیدن سایه‌ی دست‌های غول‌پیکرش به هیجان آمده بود. بعد پرده را کنار زد تا ببیند نور چراغ قوه روی شیشه چه شکلی می‌شود. اما تا نور را روی شیشه انداخت چیز عجیبی دید.

توی نور چراغ قوه، دانه‌های کوچک سفیدی می‌­رقصیدند، می‌­چرخیدند و پایین می‌­آمدند. ارسلان خوشحال داد زد: «مامان مامان داره برف میاد.» مامان خوشحال دوید توی اتاق. لامپ تراس را روشن کرد و گفت: «وای خدا چه برف خوشگل ریزه میزه‌ای.»

بعد هر دو ایستادند پشت شیشه و به برف نگاه کردند. مامان گفت: «ببار آسمون، یک دل سیر ببار.» ارسلان هم مثل مامان تکرار کرد: «ببار آسمون، یک دل سیر ببار» اما در همان لحظه متوجه چیزی شد.

چشم ارسلان به خانه­‌ی اهورا دوستش خیره ماند. خانه‌­ی اهورا درست رو به روی خانه ارسلان بود. اهورا دوست ارسلان بود و با هم به یک پیش‌­دبستانی م‌ی­رفتند. آن‌ها گاهی از روی تراس با هم حرف می‌­زدند وحتی بازی می‌کردند.

پنجره­­‌های خانه­‌ی اهورا خاموش و تاریک بود. ارسلان نور چراغ قوه را انداخت روی تراس اهورا. مامان گفت: «گوشیم داره زنگ می‌­زنه. حتما باباست.» و رفت توی اتاق. ارسلان درست نشنید مامان چه می­‌گوید. چون خیره شده بود به روپوش پیش دبستانی اهورا که تنها روی بند رخت خانه‌­شان آویزان بود. آستین‌­های روپوش اهورا یخ زده بود و روپوشش مثل مجسمه­‌ی یخی روی بند تکان تکان می­‌خورد. آن روز توی مهدکودک، دست بچه‌ها خورده بود به کاسه سوپ اهورا و سوپ ریخته بود روی پیراهنش.

 مامان از توی هال داد زد: « بدو بیا ارسلان بابا اومد» ارسلان هنوز داشت به پیراهن اهورا نگاه می‌کرد که دانه‌های برف آرام رویش می‌نشستند. بعد فکری به ذهنش رسید. بدو رفت توی اتاقش و از روی چوب­‌لباسی روپوش مهد کودکش را برداشت.

مامان دوباره گفت: «بدو دیر شد.» ارسلان به زحمت روپوشش را روی رخت‌آویز تراس پهن کرد و یک گیره روی آن زد و داد زد: «اومدم» ارسلان چراغ قوه را برداشت و خواست از اتاق بیرون بیاید که پشیمان شد، برگشت لامپ تراس را روشن کرد و از اتاق بیرون رفت. دانه‌های برف می‌چرخیدند، می‌رقصیدند و آرام روی دو پیراهن می­‌نشستند و هر دو پیراهن روی بند تکان می‌­خوردند و برای هم دست تکان می‌­دادند. حالا دیگر پیراهن اهورا تنها نبود.



* هزارقصه چیست؟

«هزارقصه» یکی از سری تولیدات صوتی آی‌قصه است که در هر فایل صوتی آن یک قصه‌ی مستقل کوتاه برای کودک روایت می‌شود. این قصه‌ها سریالی نیستند و تنها در همان یک قسمت جریان دارند. قصه‌های هزارقصه، تماما توسط تحریریه‌ی آی‌قصه تولید می‌شوند و تمامی حقوق مربوط به این قصه‌ها اعم از چاپی و نشر آنلاین آن برای آی‌قصه محفوظ است. دیگر قصه‌های آی‌قصه را این‌جا بیابید.

خبرهارادیو آی‌قصه
[ ۲۴ دی ۱۳۹۸ توسط آی‌قصه 0 نظرات ]

گمشده‌ای به نام «لالایی»

مردم ایران نیز با حجم بالایی از ناامیدی روبه‌رو هستند و شاید هم این ناامیدی خودخواسته باشد اما مرور این دست از لالایی‌ها و قصه‌های کشور رنج‌کشیده‌ای مثل افغانستان، به ما تلنگر می‌زند که می‌توان در عین سختی و ناامیدی، باز هم امیدوار بود و امید را به جامعه تزریق کرد.

بلاگخبرها
[ ۲۳ دی ۱۳۹۸ توسط آی‌قصه 0 نظرات ]

سرمایه‌ی مهم اجتماعی ما در آی قصه

تند تند چشم‌های این آدم‌ها می‌آید جلوی چشمم که عصر سه‌شنبه پنجم شهریور 1398 توی ترافیک تهران که هیچ، وسط ترافیک جردن، وقت طلای‌شان را گذاشتند برای رونمایی از شخصیت‌های شهر آی‌قصه. شهری که قرار است پر از قصه باشد برای کودکان امروز و فردا. اسم‌ها را تند تند مرور می‌کنم و هر اسم شبیه درختی به چشمم می‌آید که در کنار هم فرهنگ و جامعه‌ی ما را قوام می‌بخشد. این اسم‌ها و اسم‌هایی که الان حضور ذهن ندارم و بعد به این فهرست اضافه می‌کنم همان چیزی است که ازش به عنوان سرمایه‌ی اجتماعی نام می‌بریم. سرمایه‌ای که نگاه به آینده دارد.

پادکستشب‌بخیر دوستم شب‌بخیر الکا
[ ۱۹ دی ۱۳۹۸ توسط آی‌قصه 2 نظرات ]

شب به‌خیر دوستم! شب به‌خیر الکا! – ۱

پادکست «شب به‌خیر دوستم! شب به‌خیر الکا!» محصول جدید آی قصه است که برای مخاطب کودک تولید و منتشر می‌شود.

تا چند وقت دیگر اپلیکیشن آی قصه آماده می‌شود. یکی از بخش‌های اصلی آن پادکستی است که پوریا عالمی آن را می‌نویسد و الکا هدایت آن را اجرا می‌کند. در پادکست «شب به‌خیر دوستم! شب به‌خیر الکا!» الکا هدایت هر بار درباره‌ی یک موضوع با بچه‌ها حرف می‌زند. در این پادکست چند شعر و چند قصه کودک سرگرم‌کننده و مرتبط با موضوع می‌شنویم و در پایان الکا یک لالایی برای کودکان می‌خواند و آن‌ها را دعوت به خواب می‌کند.

پادکست لالایی و قصه‌ی آی قصه | #پادکست

شب به‌خیر دوستم! شب به‌خیر اُلکا!

قسمت اول | موضوع: دوستی

در اولین قسمت شب به‌خیر دوستم! شب به‌خیر الکا! یک ترانه از نشر و گروه آدمک می‌شنویم به نام «کرگدن و مرغ کنه‌خوار» که اثر غزال بغدادی است از آلبوم «در جنگل». این اثر با همکاری و مهربانی گروه آدمک در پادکست آی قصه منتشر می‌شود که از مهربانی‌شان ممنونیم.

همچنین یک ترانه‌ی قدیمی با هم گوش می‌کنیم با اجرای درجه‌ی یک و بی‌نظیر از خانم هنگامه یاشار به نام «طبل بزرگم خیلی قشنگه».

یک قصه به نام «اسبی که هیچ‌کس نمی‌دید» به نویسندگی رودابه کمالی و با صدای شهره روحی.

و یک قصه از شهر آی‌قصه درباره‌ی آدام فاضایا!

و یک لالایی الکا می‌خواند و برگرفته از یک لالایی کردی ساخته ی زنده یاد حسن یوسف زمانی است که به روایت استاد پشنگ کامکار استاد حسن یوسف زمانی برای کودکی که خوابش نمی برده، ساخته است.

ما را گوش کنید به دوستان‌تان که بچه‌های‌شان را دوست دارند معرفی کنید و از ما حمایت کنید.

پادکست شب به‌خیر دوستم! شب به‌خیر الکا! از این به بعد – فعلا هفته‌ای یک‌بار – عصر پنجشنبه‌ها در سایت آی قصه منتشر می‌شود.

کجا بشنویم؟

دانلود فایل با لینک مستقیم

 💠  ساندکلود | تلگرام | اینستاگرام | یوتیوب 💠

💠  کست‌باکس | گوگل‌پادکست | اپل‌پادکست  💠

شب به‌خیر دوستم! شب به‌خیر الکا

بلاگخبرها
[ ۱۹ دی ۱۳۹۸ توسط آی‌قصه 0 نظرات ]

همه‌ی محصولات آی‌قصه در iGhe3

آی قصه: استارت‌آپ آی‌قصه در فاز جدید خود، تا پایان سال ۱۳۹۸ از محصولات دیجیتالی و چاپی خود همچون اپلیکیشن قصه‌گویی «آی‌قصه» و سری کتاب‌های قصه رونمایی می‌کند.

ایده شروع به کار آی‌قصه از زمستان ۹۶ شکل گرفت و از سال ۹۷ فعالیت این پروژه به صورت جدی آغاز شد. آی‌قصه در شبکه‌های اجتماعی و پادگیرها با شناسه iGhe3 حضور دارد و نشانی سایت آی‌قصه ighe3.com است.

آرش ترابی، روابط عمومی آی قصه درباره فعالیت‌های این استارت‌آپ می‌گوید: «ما به زودی ۵۰ قصه در آی‌قصه خواهیم داشت که در طول یکسال به صورت رایگان به دست مخاطبان رسیده است. اما با توجه به این‌که انتقال قصه‌ها به مخاطبان اصلی آی‌قصه که کودکان هستند، همیشه با دشواری روبرو بوده است ما به‌زودی کتاب قصه‌های کوچک آی‌قصه را با عناوین قصه‌های حیوانکی و قصه‌های قاتی‌پاتی روانه‌ی بازار می‌کنیم.»

ترابی افزود: «اپلیکیشن آی قصه بزودی رونمایی می‌شود که به محلی است برای شنیدن قصه‌های تولید شده در این استارت‌آپ. این اپلیکیشن در ورژن‌های بعدی خود بخش‌هایی همچون بازی‌های کودکانه و … را هم خواهد داشت که به مرور اضافه می‌شود.»

لازم به تاکید است که محصولات پروژه‌ی آی‌قصه در همه‌جا با آدرس iGhe3 در دسترس است و دیگر نشانی‌ها، سایت‌ها و صفحات در شبکه‌های اجتماعی هیچ ارتباطی با شرکت «دنیای کودکان آی‌قصه» ندارند.

قصههزارقصه
[ ۱۷ دی ۱۳۹۸ توسط آی‌قصه 0 نظرات ]

هزارقصه | بقچه برف ننه سرما

قصه‌ی صوتی کودکانه | این قصه از هزارقصه* آی قصه، یک روایت جدید از ننه سرمایی است که بقچه‌ی برف‌اش را گم می‌کند. او اول فکر می‌کند بقچه‌اش را دزدیده‌اند اما بعد متوجه می‌شود چندتا حیوان‌ها مثل جغذ و پاندا، بقچه را برداشته‌اند تا ننه سرما برف نریزد روی جنگل‌ها. چرا که آن‌ها نگرانند بچه‌خرگوش‌های چشم‌قرمزی که تازه به دنیا آمده‌اند سردشان شود. ننه سرما کمی فکر می‌کند و بعد راه چاره‌ای پیدا می‌کند!

این قصه را می‌توانید از این‌جا دانلود کنید و یا در پادگیرها مثل اپل‌پادکست، گوگل‌پادکست، کست‌باکس و… بشنوید.

✍️ نوشته‌ی الهه ایزدی‌خواه
🎙 قصه‌گو: غزل نهانی
👩‍🎨 تصویرگر: مهدیه قاسمی
💈 متحرک‌سازی: علی جوادی

قصه‌ی کودکانه | #هزارقصه

بقچه‌ی برف ننه سرما

آی‌قصه یک استارت‌آپ در حوزه‌ی قصه‌گویی و تولید قصه‌ی صوتی کودکانه برای کودکان امروز ۲ تا ۱۲ سال است. آی قصه جایی است برای و گفتن و شنیدن قصه‌هایی به زبان فارسی برای فارسی‌زبانان سراسر جهان. خصیت‌ها و قصه‌های جدیدی در آی‌ قصه خلق می‌شوند و تمرکز این تیم، تولید قصه‌ی کودکانه است. قصه‌های تولید شده در آی‌ قصه، تصویرگری می‌شود و صداپیشگان روی آن صحبت می‌کنند.
آی قصه در حال حاضر قصه‌های خود را در سایت، شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی و همچنین پادگیرهای متنوع منتشر می‌کند. مخاطبان آی‌ قصه می توانند به صورت رایگان قصه‌ها را بشنوند. آی قصه در فاز بعدی خود، نخستین نسخه‌ی اپلیکیشن خود را منتشر خواهد کرد.


کجا بشنویم؟

دانلود فایل صوتی –

 💠  ساندکلود | تلگرام | اینستاگرام | یوتیوب 💠

💠  کست‌باکس | گوگل‌پادکست | اپل‌پادکست  💠


قصه‌ی کودکانه | متن قصه:

ننه سرما تک و تنها، نصف برف‌ها را گوله کرده و در بقچه‌اش گذاشته بود تا صبح زود آنها را روی سر جنگل کاج بریزد. او بقچه‌ی پر از برف را در ایوان گذاشت و خودش که حسابی از کت و کول افتاده بود، به خواب رفت.

صبح خیلی خیلی زود، وقتی ننه سرما به ایوان رفت، بقچه‌ی برف‌ها را ندید. اینور گشت، اونور گشت اما خبری از بقچه نبود. ننه سرما با دستپاچگی به طرف کوچه دوید و داد زد: «آهای دزد، دزد اومده،کمک کنید، داره دیر میشه، برف‌ها الان آب میشن. ابرا سیاه شدن الان وقت ریختن گوله برفی‌هاس»

اما همه خواب بودند و صدای ننه سرما را نشنیدند. ننه سرما ناامید به سمت خانه‌اش رفت اما احساس کرد چیزی زیر پایش له شد. زیر پایش را نگاه کرد و ردی از گلوله برفها را دید که روی زمین ریخته شده. تندی سوار هواپیمای ابریش شد و رد گلوله‌های برف را دنبال کرد. او رفت و رفت و رفت، تا به جنگل کاج رسید. از هواپیمای ابری پیاده شد و زیر درخت‌ها و بوته‌ها را یکی یکی گشت، تا اینکه بقچه‌ی برفش را زیر تخته سنگ کنار رودخانه پیدا کرد. همه‌ی حیوانات جنگل دور بقچه‌ی برفی نشسته بودند.

ننه سرما با عصبانیت رو به آنها کرد و گفت: «پس شماها بقچه‌ی برف رو برداشتین. زود برید کنار باید به کارم برسم و برف‌ها رو روی جنگل بریزم. بعداً سر فرصت حساب شماها رو میرسم».

جغد دانا جلو رفت و گفت: «ننه سرما خواهش می‌کنم اول به حرف‌های ما گوش بده. ما بقچه رو ندزدیدیم. دیشب اومدیم همه چیزو برات بگیم اما اونقدر خوابت سنگین شده بود که صدای ما رو نشنیدی».

پاندای مهربان ادامه داد: «برای همین بقچه‌ی برفها را آوردیم اما ردی هم گذاشتیم تا بتونی ما رو پیدا کنی».

ننه سرما با تعجب پرسید: «خب برای چی این کارو کردین»؟!

خرگوش چشم قرمزی سرش را پایین انداخت و گفت: «به خاطر من این کارو کردند. آخه بچه‌های من تازه بدنیا اومدند و اگه برف می‌بارید من نمی‌تونستم غذایی پیدا کنم و بچه‌هام گرسنه می‌موندند و از سرما یخ می‌زدن».

ننه سرما گفت: «اما اگه الان برف نباره درخت‌های جنگل توی بهار گل نمی‌دن و میوه ندارن».

او به خرگوش کوچولوهای تازه بدنیا اومده نگاه کرد. ده تا خرگوش کوچولوی چشم‌قرمزی که مثل پنبه سفید و ریزه میزه بودند. ننه سرما پیش خودش گفت که باید کمکشان کند تا بزرگ شوند. کمی فکر کرد و گفت: «آهااا فهمیدم چکار کنیم. من خرگوش چشم قرمزی و بچه‌هاشو با خودم می‌برم خونه، اینطوری هم می‌تونم برفها رو روی سر جنگل بریزم، هم تا آخر زمستون مواظب خرگوشها باشم».

خرگوش چشم قرمزی که خیلی خوشحال شده بود گفت: «منم قول میدم توی گوله کردن برف‌ها کمکت کنم».

آن روز بچه خرگوش‌ها به ننه سرما کمک کردند و از توی هواپیمای ابری همه‌ی برف‌ها را روی سر جنگل کاج ریختند. اینطوری کار ننه سرما هم کمتر شده بود و زودتر به خانه برگشت و شب کنار شومینه‌ی توی هال یک سبد بزرگ گذاشت تا بچه خرگوش‌ها توی گرما بخوابند.



* هزارقصه چیست؟

«هزارقصه» یکی از سری تولیدات صوتی آی‌قصه است که در هر فایل صوتی آن یک قصه‌ی مستقل کوتاه برای کودک روایت می‌شود. این قصه‌ها سریالی نیستند و تنها در همان یک قسمت جریان دارند. قصه‌های هزارقصه، تماما توسط تحریریه‌ی آی‌قصه تولید می‌شوند و تمامی حقوق مربوط به این قصه‌ها اعم از چاپی و نشر آنلاین آن برای آی‌قصه محفوظ است. دیگر قصه‌های آی‌قصه را این‌جا بیابید.

آی‌قصه‌ی شماقصه
[ ۱۴ دی ۱۳۹۸ توسط آی‌قصه 0 نظرات ]

میترا و خورشید | آی‌قصه شما

قصه‌ای برای کودکان | این قصه از «آی قصه شما» که توسط مخاطبان آی‌قصه تولید شده است درباره‌ی دختری به نام میترا است که به خورشید عشق می‌ورزد. میترا از پدر و مادرش می‌خواهد که خورشید را برایش از آسمان جداکنند و به او بدهند. پدر و مادر میترا ولی دستشان به خورشید نمی‌رسد. برای همین آن‌ها با هم به قله‌ی کوه می‌روند تا خورشید را بردارند. میترا بالاخره می‌تواند قرص نورانی خورشید را بردارد و در جیبش بگذارد اما در همین لحظه جهان در شب فرو می‌رود و گل‌ها پژمرده می‌شوند. میترا تازه وقتی متوجه می‌شود چه اتفاقی افتاده است که بچه‌ها در خیابان برای خورشید آواز می‌خوانند و می‌گویند باید به آسمان برگردد!

قصه‌ی «میترا و خورشید» را به قلم نگار نصر و با اجرای سعیده جواهری می‌توانید از این‌جا دانلود کنید و یا در ساندکلود و پادگیرها مثل اپل‌پادکست، گوگل‌پادکست، کست‌باکس و… بشنوید.

✍️ نویسنده: نگار نصر

🎙 قصه‌گو: سعیده جواهری

 

آی‌قصه شما | قصه‌ای برای کودکان

قصه‌ی میترا و خورشید

 

آی‌قصه یک استارت‌آپ در حوزه‌ی قصه‌گویی و تولید قصه‌ای برای کودکان امروز ۲ تا ۱۲ سال است. آی قصه جایی است برای و گفتن و شنیدن قصه‌هایی به زبان فارسی برای فارسی‌زبانان سراسر جهان. خصیت‌ها و قصه‌های جدیدی در آی‌ قصه خلق می‌شوند و تمرکز این تیم، تولید قصه برای کودکان امروز است. قصه‌های تولید شده در آی‌ قصه، تصویرگری می‌شود و صداپیشگان روی آن صحبت می‌کنند.
آی قصه در حال حاضر قصه‌های خود را در سایت، شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی و همچنین پادگیرهای متنوع منتشر می‌کند. مخاطبان آی قصه می توانند به صورت رایگان قصه‌ها را بشنوند. آی‌ قصه در فاز بعدی خود، نخستین نسخه‌ی اپلیکیشن خود را منتشر خواهد کرد.


☑️ قصه‌ی «میترا و خورشید» توسط مخاطبان آی‌قصه نوشته و ضبط شده است.

☑️ این قصه در کارگاه نویسندگی و قصه‌گویی آی‌قصه بازنویسی شده است.

☑️ این قصه را در دیگر پادگیرها هم می‌توانید بشنوید.

☑️ اگر در شنیدن قصه‌ها روی پادگیرها مثل کست‌باکس و اپل‌پادکست و… دچار مشکل شدید، حتما از فیلترشکن استفاده کنید. چون ممکن است سرورهای آی‌قصه دچار مشکل شده باشند.

☑️


کجا بشنویم؟

دانلود فایل صوتی –

 💠  ساندکلود | تلگرام | اینستاگرام | یوتیوب 💠

💠  کست‌باکس | گوگل‌پادکست | اپل‌پادکست  💠

قصههزارقصه
[ ۱۱ دی ۱۳۹۸ توسط آی‌قصه 0 نظرات ]

هزارقصه | تولد زرافه

قصه‌ی صوتی کودکانه | این قصه از هزارقصه* آی قصه ، به شکل شعرگونه نوشته شده است و درباره‌ی بچه حیواناتی است که می‌خواهند برای زرافه شال‌گردن ببافند. آن‌ها آواز می‌خوانند و با یکدیگر گفتگو می‌کنند.

این قصه را می‌توانید از این‌جا دانلود کنید و یا در پادگیرها مثل اپل‌پادکست، گوگل‌پادکست، کست‌باکس و… بشنوید.

✍️ نوشته‌ی مرجان صادقی
🎙 قصه‌گو: یاشار ابراهیمی
👩‍🎨 تصویرگر: نیلوفر برومند
💈 متحرک‌سازی: لیلی شمس

 

قصه‌ی کودکانه | #هزارقصه

تولد زرافه


 

آی‌قصه یک استارت‌آپ در حوزه‌ی قصه‌گویی و تولید قصه‌ی صوتی کودکانه برای کودکان امروز ۲ تا ۱۲ سال است. آی قصه جایی است برای و گفتن و شنیدن قصه‌هایی به زبان فارسی برای فارسی‌زبانان سراسر جهان. خصیت‌ها و قصه‌های جدیدی در آی‌ قصه خلق می‌شوند و تمرکز این تیم، تولید قصه‌ی کودکانه است. قصه‌های تولید شده در آی‌ قصه، تصویرگری می‌شود و صداپیشگان روی آن صحبت می‌کنند.
آی قصه در حال حاضر قصه‌های خود را در سایت، شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی و همچنین پادگیرهای متنوع منتشر می‌کند. مخاطبان آی‌ قصه می توانند به صورت رایگان قصه‌ها را بشنوند. آی قصه در فاز بعدی خود، نخستین نسخه‌ی اپلیکیشن خود را منتشر خواهد کرد.


کجا بشنویم؟

دانلود فایل صوتی –

 💠  ساندکلود | تلگرام | اینستاگرام | یوتیوب 💠

💠  کست‌باکس | گوگل‌پادکست | اپل‌پادکست  💠


قصه‌ی کودکانه | متن قصه:

«روز تولد زرافه، کی شال‌گردن می‌بافه؟»

گنجشکه از همه پرسید. ازین شاخه به اون شاخه پرید.

کرگدن گفت:«برای گردن دراز زرافه، کسی هست شال‌گردن ببافه؟»

بعد شاخشو مالید به شاخه، گفت که حالشو نداره.

گنجشکه داد زد:

-زرافه که تندتند زکامه، کی براش شال‌گردن می‌بافه؟

خرسه گفت: «من یه وجب می‌بافم». کاموا رو از نوک گنجشکه گرفت و سر انداخت. یه انگشت و دو انگشت. قرمز و زرد و دونه درشت. خمیازه کشید و پشتشو مالید به درخت پشت.

داد زد:«برای گردن دراز زرافه، کی شال‌گردن می‌بافه؟»

خرگوشه داشت یه هویج درشت. کرده بودش قایم تو دو تا مُشت. گفت: «منم می‌بافم یه وجب دونه درشت».

هویجشو کرد توی کاسه نبات. شروع کرد به بافتن مثل بقیه حیوانات. بافت و بافت. شد دو وجب رنگ‌وارنگ با هزارجور گل قشنگ. بعد که خسته شد، داد زد:«برای گردن دراز زرافه، کی شال‌گردن می‌بافه؟»

مرغه با پرهای حنایی قدقدکنان گفت: «برای زرافه که تندتند زکامه؟ »

جوجه‌ها داد زدن پشت سرش: «کی شال‌گردن می‌بافه؟»

مرغه میل و بافتنی رو قاپید. تند و تند بافت. یه رو ریز و یه رو درشت. یه دونه رو یه دونه زیر. نوبت رسید به راسو. دمشو مالید به بازو. داد زد: «چند متره اون گردنش؟ ندیم بهش یه بالش؟»

میلُ گرفت، بافت‌وبافت. یه دونه رو یه دونه زیر. خسته شد و دادش به فیل. فیله گرفت زود دو تا میل. یه دونه رو یه دونه زیر. خرطومو گرفت بالا و داد زد: «برای گردن دراز زرافه، کی شال‌گردن می‌بافه؟»

گوسفنده کردش بع‌بع. میل رو گرفت به دندون. یه دونه رو یه دونه زیر، یه دونه رو یه دونه زیر، حوصله دادش به خرج. بدون هیچ مزد و ارج.

زرافه از راه رسید. ببره پریدش به رقص. کیکو کی رفت بیاره؟ ماری که دست نداره! کی بادکنک میاره؟ گورخر و کس دیگه راه نداره.

حالا گردن زرافه، شال درازی داره.

تو برف و توی کولاک، می‌دوئه تند و چالاک.



* هزارقصه چیست؟

«هزارقصه» یکی از سری تولیدات صوتی آی‌قصه است که در هر فایل صوتی آن یک قصه‌ی مستقل کوتاه برای کودک روایت می‌شود. این قصه‌ها سریالی نیستند و تنها در همان یک قسمت جریان دارند. قصه‌های هزارقصه، تماما توسط تحریریه‌ی آی‌قصه تولید می‌شوند و تمامی حقوق مربوط به این قصه‌ها اعم از چاپی و نشر آنلاین آن برای آی‌قصه محفوظ است. دیگر قصه‌های آی‌قصه را این‌جا بیابید.

آی‌قصه‌ی شماقصه
[ ۱۰ دی ۱۳۹۸ توسط آی‌قصه 2 نظرات ]

قصه‌ی چله بزرگه و چله کوچیکه | آی‌قصه شما

قصه‌ای برای کودکان | در این قصه‌ی «آی قصه شما»، به یک داستان کهن که احتمالا همه می‌شناسیم، پرداخته‌ایم. محمدسجاد عالی، نویسنده‌ی این قصه در یک قالب شعروار، این قصه‌ی قدیمی را روایت کرده است. داستان «چله بزرگه و چله کوچیکه» درباره‌ی دو بچه‌ی ننه سرما است که می‌خواهند سرما را به شهرها برسانند. در این مسیر چله بزرگه دلش به حال مردم می‌سوزد و از این راه برمی‌گردد اما چله کوچیکه خودش در دام سرمایی که ساخته است، گیر می‌کند و یخ می‌زند. در پایان ننه سرما با کمک چله‌بزرگه، فرزند کوچک‌تر را نجات می‌دهند.

قصه‌ی «چله بزرگه و چله کوچیکه» را با اجرای بهار حسن‌پور می‌توانید از این‌جا دانلود کنید و یا در ساندکلود و پادگیرها مثل اپل‌پادکست، گوگل‌پادکست، کست‌باکس و… بشنوید.

✍️ نویسنده: محمدسجاد عالی

🎙 قصه‌گو: بهار حسن‌پور

 

قصه‌ی چله بزرگه و چله کوچیکه | آی‌قصه شما | قصه‌ای برای کودکان

قصه‌ی چله بزرگه و چله کوچیکه

 

آی‌قصه یک استارت‌آپ در حوزه‌ی قصه‌گویی و تولید قصه‌ای برای کودکان امروز ۲ تا ۱۲ سال است. آی قصه جایی است برای و گفتن و شنیدن قصه‌هایی به زبان فارسی برای فارسی‌زبانان سراسر جهان. خصیت‌ها و قصه‌های جدیدی در آی‌ قصه خلق می‌شوند و تمرکز این تیم، تولید قصه برای کودکان امروز است. قصه‌های تولید شده در آی‌ قصه، تصویرگری می‌شود و صداپیشگان روی آن صحبت می‌کنند.
آی قصه در حال حاضر قصه‌های خود را در سایت، شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی و همچنین پادگیرهای متنوع منتشر می‌کند. مخاطبان آی قصه می توانند به صورت رایگان قصه‌ها را بشنوند. آی‌ قصه در فاز بعدی خود، نخستین نسخه‌ی اپلیکیشن خود را منتشر خواهد کرد.


☑️ قصه‌ی «چله بزرگه و چله کوچیکه» توسط مخاطبان آی‌قصه نوشته و ضبط شده است.

☑️ این قصه را در دیگر پادگیرها هم می‌توانید بشنوید.

☑️ اگر در شنیدن قصه‌ها روی پادگیرها مثل کست‌باکس و اپل‌پادکست و… دچار مشکل شدید، حتما از فیلترشکن استفاده کنید. چون ممکن است سرورهای آی‌قصه دچار مشکل شده باشند.


کجا بشنویم؟

دانلود فایل صوتی –

 💠  ساندکلود | تلگرام | اینستاگرام | یوتیوب 💠

💠  کست‌باکس | گوگل‌پادکست | اپل‌پادکست  💠